از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامت !

 

زیر حرف هایم زده ام , قول هایم چه ؟

 

می نویسم برای روزهای بهترم :

 

 

 

 

دیوانگی از جزئی ترین روزمرگی ها

 

وارد زندگی ام شده است

 

 

شب ها گوسفندان عقیمی را می شمرم

 

 

که گرگها را خورده اند

 

 

 توی جوراب هایم قایم شده اند

 

 

روی بالشم چند تار موی ناشناس گذاشته اند

 

 

بوی سیگار تمام دهانم را پر کرده

 

 

بوی خون تمام ....

 

 

اتاق را زیر و رو می کنم

 

 

پشت عکس ها ،گوشه ی کتاب ها

 

 

هیچ چیز مشکوکت نمی کند

 

 

 دیوانگی آن قدر نزدیکم شده است

 

 

که کسی تشخیصش نمی دهد

 

 دی 90

 

تمام تنم درد می کند .دنده هایم را می شمارم . چند خون مردگی

 روی پاهام ,دست هام ....  به سال های مدرسه فکر می کنم چقدر تاریخ و

 جغرافیا خواندم ... چقدر همه چیز را خوب بلد بودم . چقدر شبیه بابا شدم

 وقتی بعد آن چند روز لعنتی به خانه برمی گشت ...

 

 

 

خبری از تو نمی رسد

.

.

.

این زن

 

 موج های اقیانوسی را

 

 به دلش رام می دهد

 

 

دی 90

 

 

 

 

 برای خواهرکم نسیم ملکی که بعد از دفاع , پایان نامه اش را 20 گرفت ...

 

اختر: شدنی نیست ملکه خانم ، مگه دوره قاجاره که با ساتور و درفش

 میر غضب و چوب ِ تمشیتِ فراش بشه اجتماع رو به طریق معارف بُرد .

این اجتماع تا خودش نخواد به سمت ترقی هدایت بشه ،نظام و سامانی

 نمی گیره . دو چیز می تونه ما رو از این وضیعتی که درش هستیم ، 

 بیرون بیاره ؛ یکی روح میهن پرستی و دیگری عشق به هم نوع ....

 

(بخشی از نمایشنامه ای که نسیم روش کار کرده بود و

 معماری دهه 20 در تهران ...)

 

 

 

و برای شما  فرزندانم , آلبوم الکی نامجو :

http://www.tehrankids1.in/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%86%D9%80%D8%A7%D9%85%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%DA%A9%DB%8C.html

 

 

 

و برای دل نا آرام خودم :

 

بچه را می خوابانم

 

بلکه تو بیدار شوی و در آغوشم بکشی

 

اما این قاب عکس نفس نمی کشد 

 

دی 90

 

/ 29 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
brida

خودت را جا نگذار گاهی فقط تصور کن لمس کن و بخند

منیره

اینقدر خوب و زیادی که .. همون زیادی خوبی [قلب]

milad

با سلام شما را به مرکز ظراحی وب سایت و خدمات آنلاین آتاپارت دعوت میکنیم . همچنینی میتوانید با هزینه بسیار پایین وبلاگ خود را به سایت تبدیل کنید ! حاما نگاهی به خدمات ما بیندازید . با تشکر www.Atapart.ir

شبنم سمیعی

سخنی بگو برف! آنکه پس از تو از تو سخن می گوید آب نام اوست...

از این حوالی

با سلام و این قبیل.خوانش شدی حضرت دوست.دعوتی به خوانش .بختت خوش.

از این حوالی

پیداست تو هم این دور و برایی حضرت دوست.تو نیستی و من هنوز برای دو نفر چای میریزم...!هانسی داغین مارالی سان؟

محسن عاصی

سلام ممنون از لطفت نمادگرایی ناخن سبز خوب بود ! [گل]

رهی

آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت ... به همه عالمش از من نتوانند خرید! ... سعدی سلام دوست خوبم بیتعارف وبی زیبا خوندم عکسهای هنریتونم جالب بودن به امید سعادت و نشاط درود