بعد یک انقراض طولانی

-   می دونی آدم هایی که می تونن گاهی وقت ها یه شکم

 سیر گریه کنند چقدر شانش دارن ؟  حالا کجا می ری ؟

-  می رم یه جایی که بتونم یه شکم سیر گریه کنم !!

                                ماهی ها هم عاشق می شوند  - علی رفیعی

 

 

 

دلم گرفته  درست مثل روزی که وصال نصیحتم می کرد و با یک تاکسی

 تهران رو می گشتیم ... حالا نشسته ام و فکر می کنم باید بعد مدت ها

 که قول داده بودم بیایم و از تلخی ها نگم و نگم که چقدر دلتنگ بودم .

 اما نمی شه در این روزها که مثل جاده های کردستان غریب  افتادم ...

به بانه فکر می کنم و دلم تنگ تر می شه .

چقدر هوای دشت های سبز پر شقایق رو کردم و چقدر دیوار گلوله خورده

که هر شب به خواب من می یان ...

 به تک تک روزهای یک سال گذشتم فکر می کنم

به مادرم که تنها اتفاق عاشقانه ی این روز ها بوده و

 هست و خواهد بود ...

روزهایی که خوب و بد گذشتن... که هیچ وقت از یادم نمی رن !!

دراز کشیدم و کتاب هایی که باید بخونمو لیست می کنم .

 دراز کشیدم و  گوش می دم ((ببند چشماتو که روزهای

سخت کوتاهن )).

 دراز کشیدم و این خستگی تموم نمی شه و هنوز می خونه

(( لازم نیست که بترسی از هیچ چیز ))

و جهان که در چند چیز خوب خلاصه می شود ...

 

کودکی ام چمدان آبی رنگی ست

 

که سال ها از من دور مانده است

 

جوانی ام را درون کیف دستی ام جا گذاشته ام و

 

در آستانه ی پیری هیچ چیز وابسته ام نمی کند

 

تنهایی یعنی حتی خودت را به همراه نداشته باشی

 

دی ماه 90

 

/ 53 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقای نویسنده

پاييز كه مي شود دردهايم هزار رنگ مي شوند و من انگار شاعر تر +پاييزت بخير

میکائیل

سلام با احترام به خوانش غزلی دعوتیـــد . . . [گل]

جشنواره بزرگكتابخواني مجازي

دوست بزرگوارخانم منصوري رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اینجشنواره همکار افتخاری ما باشید

علی رضا نوری - همدان

و در یک شب سرد مورچه ها به قبرها حمله می برند قبرهایی که عاشق اند قبرهایی که تن ندادند قبرهایی که که گفتند: نه نه

شاهین شکیبا

با نخستین سلام امیدوارم که دعوت من رو برای خوندن یه شعر طولانی بپذیرید . امیدوارم که با "حرف زدن با یکدیگر" یه پنجره ی تازه رو ، رو به افق های سخاوتمند شعر باز کنیم . با احترام/شاهین شکیبا [گل]

زهرا رجایی

وبلاگ «سگ لرزه های یک شک» با سه شعر و با عشق و نکبت به روز شد... که شعر خوب بگویم دل «تو» خوب شود! منتظرتان هستم...

شاهین شکیبا

سلام . یه شعر تازه گذاشتم روی وبلاگم . خوشحال میشم که بخونیدش و البته اجازه بدید که درباره ی اون با هم حرف بزنیم ... [گل]

داوريان

سلام دوست عزيز به روزم. خوشحال ميشم از خوانشتون.

کوروش

درود بر شما راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...! "حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب